کودک درون من، اکتیو تشریف داره

برای لحظه ای قلبم از کار افتاد که خودم رو توی جنگل انبوه و مه ‌‌آلود دیدم
گفتم شاید دود آتیشه که همه جارو گرفته 
ولی نه بوی خوب جنگل بود با تمام شاخه های بلند درختها که حتی اجازه نمی داد ن آسمون دیده بشه
تعجبم از این بود که توی روز گرم تابستون چطور ممکنه یه قسمت از خیابون ابری و خنک و مه آلود باشه
با دقت نگاه کن انعکاس ماه در آب
روبروی من فقط یه دیوار سیمانی قرار گرفته نه یه جنگل سرسبز مه آلود...

نوشته شده در 1398/05/8 ساعت 15:05 توسط Nilay