کودک درون من، اکتیو تشریف داره - چشم پزشک


کودک درون من، اکتیو تشریف داره

15 اسفند نوبت چشم پزشک اسما بود
دو ماه قبل باید از دکترش وقت میگرفتیم که اینکارو کرده بودیم
اینبار اصلا شماره شیشه های عینکش تغییری نکرده بود  باید 6 ماه دیگه دوباره بریم پیش دکترش

خواهر شوهرم و دخترش و مامانم و خواهرم هم از همون دکتر وقت گرفته بودن
تو سالن انتظار که نشسته بودیم منشی دکتره یکی یکی صدامون میکرد که بریم اتاق دکتر
همه فامیلی ما که یکی بود کل مریض ها کلافه شده بودن
منم یه گوشه نشسته بودم پیش مردی که اصلا اعصاب نداشت
منشی که همینطوری به نوبت اسمارو میخوند مرده دیگه طاقت نیاورد و گفت خانوادگی تشریف آوردن
منم حرفشو تایید کردم و گفتم بگو طایفه ای


[شنبه 1394/12/15] [21:26] [فاطمه ] کامنت